تبليغاتX
عشق آزاد
Welcome To My Weblog


عشق آزاد











عشق لطافت زندگي است و زندگي بدونه عشق چون گورستاني سرد و خاموش است که انسانها در آن مدفونند ، آدمي وقتي دنياي نابكار را زيبا و دوست داشتني مي بيند كه عاشق باشد ، هركس ممكن است به چيزي يا كسي عشق بورزد مشروط بر آنكه واقعاً آن را دوست بدارد و هرگز هوي و هوس زودگذر را با يك عشق پاك و ابدي اشتنباه نكند.

همانطور كه پاكي برگناه ، زيبائي بر زشتي ، خوبي بر بدي رجحان دارد عشق واقعي هم بر شهوات آني برتري دارد.
عشق و جواني با هم مي آيند و با هم مي روند ، ليكن گاهي عشق با جواني مي آيد ، با پيري دمساز ميگردد و با مرگ نيز نابود نمي شود.
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385 ساعت 21:44  توسط عليــــرضا  | 


من غم فروش دوره گردم و با شادي بيگانه ام، تنهايي را دوست مي دارم و همراز و هم آواز نامرادي هايم ، از دنيا گريزانم و از كامرانيها چيزي نمي دانم

من مرداب عظيم رنجها و دردهايم و ابرهاي سياه ، آسمان آرزوهاي طلائيم را پنهان ساخته . من خنده را نمي شناسم چون معبود ناكاميها و نابساماني هايم

من ارمغان آورنده نا اميدي هايم و هرگز الهه شادي را نديده ام و امواج كف آلود درياي بيكران زندگي نفرت انگيز و گريزان پاي ، بدانسان پيكرم را بزير شلاق بوسه هاي آتشين خود گرفت كه بر باد رفتم و روحم با بي وفائي تركم كرد

من غم فروش بي خانمانم و عشق را نمي شناسم ، خاكستر پروانه سوخته بالم و ديگر اشك شمع را دوست نمي دارم ، ديوانه اي زنجير گسسته ام و آرامش نمي يابم

من مرغكي اسير در دام تنهائيم و باده خوشبختي ام برخاك ريخته و پروانه عشق ناشكوفانم هرآسان از آغوشم گريخت و برايم فقط سوزهاوگدازها ، اشكها و ناله هاي يأس آلود باقي ماند تا در شبهاي سياه و تاريك مرا در دامان پر مهر و محبت بي پايانشان نوازشم كنند

من گورستان سرد و خاموش عشقي پرشكوهم و مظهر وفا ناديدگانم و پرنده اي بي بال و پرم و نمي دانم چسان در آسمان نيلگون شاديها پرواز نمايم

من ستايشگر آفريدگاريم كه تمام غمها را به من ارزاني داشت تا جريكه تاز و بي رقيب غم در دنيا باشم

آيا زمان به اشك ديدگان حسرت بارم ترحمي خواهد نمود و غمهايم را برايگان از من باز خواهد ستاند يا تا پايان زمان چون يار وفاداري در قلب شكسته ام بحاي خواهد ماند

من غم فروش بي آزارم و غم را با اشك چشم مبادله مي كنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385 ساعت 21:40  توسط عليــــرضا  | 


کلی عکس زیبا که امیدوارم خوشتون بیاد

 

 برای دیدن مابقی عکسها لطفاً روی ادامه مطلب کلیک نمائید

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385 ساعت 21:35  توسط عليــــرضا  | 


وقتی قراره عمر عشق سربرسه
بهتره كه قصه به آخر برسه
بهتره که دورنریزی اشکاتو
بهتره كه هدر ندی گریتو
وقتی قراره عاشقي تنها بشه
بهتره که دیگه توي دل نباشه
ميرم و خط مي كشم رو اسم تو
میرم و باطل میشه طلسم تو
وقتی قراره عشق بشه یه خاطره
بهتره اين خاطره ازیادم بره
حس میکنم که دیگه وقت رفتنه
جاده مثل يه سایه دنبال منه
وقتی آدم توعاشقی بد میاره
وقتی که هیچکس هيچكس و دوست نداره
بهتره که دورنریزی اشکاتو
بهتره كه هدر ندي گريتو
توباید یاد بگیری که عشق چیه
بدونی عاشق چشم برات کیه

برگرفته از وبلاگ عشقولانه های دختر ایرونی

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385 ساعت 10:28  توسط عليــــرضا  | 


با همون نگاه اول توي قلبم خونه كردي

مثل يك پرنده از عشق توي سينه لونه كردي

دلو بردي و نگفتي كه دلي به اين ظريفي

واسه باختن نا نداره كه ببازه به غريبي

تو هموني كه تو قلبم قد دنيا خونه داره

توي تك باغ دل من گل خوشبختي مي كاره

تو همون كوهي كه اسمت به لبم خنده مياره

اگه باشي تا هميشه ديگه اين دل غم نداره

عشق تو يه ا سمونه پر از نور و قشنگي

دل ساده كه نفهميد تو قشنگ اما دورنگي

تو كه احساسي نداري چرا با من عهد بستي

به خدا كه بي وفايي اخه تو پيمون شكستي

تو هموني كه تو قلبم قد دنيا خونه داره

توي تك باغ دل من گل خوشبختي مي كاره

تو همون كوهي كه اسمت به لبم خنده مياره

اگه باشي تا هميشه ديگه اين دل غم نداره

من كه باز دارم  هنوزم توي خاطرات مي سوزم

ياد ظلماي گذشته سياه كرده شب و روزم

دوست دارم يادت، تو سينه واسه هميشه بميره

تو شكست سخته عشقت دلم عبرتي بگيره

تا بفهمه توي دنيا خيلي از عشقا فريــبــــــــــه

برگرفته از وبلاگ عشقولانه های دختر ایرونی

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385 ساعت 10:2  توسط عليــــرضا  | 


تعدادی عکس از هنرنمایی بشر دوپا که فوق العاده زیباست

پیشنهاد می کنم که حتماْ ببینید

برای دیدن مابقی عکسها لطفاْ روی ادامه مطلب کلیک نمائید


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385 ساعت 9:41  توسط عليــــرضا  | 


عکسهای زیبا و عاشقانه از نوع گیف انیمیتور

 

لطفاْ برای مشاهده ادامه عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنید

یشنهاد می کنم حتماً ببینید چون فوق العاده هستن


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385 ساعت 21:4  توسط عليــــرضا  | 


خدايا،شرمنده ام اززيادی گناهاني که انجام داده ام ،شرمنده ام.

خدايا از قدر نشناسی خودم ، ازاين که هرروباعث ناراحتی تو می شوم شرمسارم.

خدايا چه بگويم ازکدامين گناهم نزد توطلب عفوکنم.خدايابه کدامين گناه اشک شرم ازديده جاری

سازم.هروقت که خواستم زبان به حمد وثنايت بگشايم.اشک در ديدگانم جمع شدوبغض شرم وپشيمانی ازگناهان ديگرمجال سخن گفتنم نداد.

خدايا ،مرا ازاين منجلابی که درآن گرفتارشده ام نجاتم ده.به اين پرنده ي اسير پروبالی ده تا خودش راازاين قفس رهايی بخشد وطعم آزادی ورهايی را تجربه کند .

خدايا، مرا فرصتی ده تاپاک بودن راتجربه کنم وبتوانم حتی برای يک لحظه آنچه باشم که تومی خواهي.

خدايا..خدايا...خدايا...

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385 ساعت 10:57  توسط عليــــرضا  |